دو پیکان

لغت نامه دهخدا

دوپیکان. [ دُ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) ( مرکب از «دو» + «پیکان »که آهن نوک تیز سر تیر است ) تیری که دارای دوپیکان است. که دو پیکان دارد. ( یادداشت مؤلف ):
به تیر دوپیکان ز سر برگرفت
کنیزک بدو ماند اندر شگفت.فردوسی.چو گوش آهخته دارد دیده گوید
مگر تیری دوپیکان می نماید.حافظ اوبهی.

فرهنگ فارسی

تبری که دارای دو پیکان است.

جمله سازی با دو پیکان

💡 دو پیکان به جای سرو در سرش به خون اندرون لعل گشته برش

💡 دو پیکان به ترکش یکی تیر داشت به دشت اندر از بهر نخچیر داشت

💡 در سینه و دل‌کنون دو پیکان دارم از سینه و دل هر دو برون آمده‌گیر

💡 خدنگ دو پیکان دل و دیده خست کمند گوان دست و گردن ببست

💡 تیز تگ و گوش چو پیکان پدید بر سر یک تیر دو پیکان که دید

گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز