لغت نامه دهخدا
دوپستان. [ دُ پ ِ ] ( ص مرکب ) که دارای دو پستان است. ( یادداشت مؤلف ). دوتا پستان. نودَلان ( به صیغه تثنیه ). ( منتهی الارب ).
دوپستان. [ دُ پ ِ ] ( ص مرکب ) که دارای دو پستان است. ( یادداشت مؤلف ). دوتا پستان. نودَلان ( به صیغه تثنیه ). ( منتهی الارب ).
که دارای دو پستان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دو پستان طبیعت را به صبر آلود عقل در دبستان طریقت شد دل والای من
💡 قدت چو سرو، دو پستان چو میوهٔ لیمو کسی به سرو ندیده است بار لیمو را
💡 مساءله 1 - ديه هر دو پستان زن خون بهاى اوست و در هر يك را آننصف خونبها است.
💡 مژگان تو سنان و دو چشمان دو ترک مست زلف تو صولجان و دو پستان دو گوی عاج
💡 ز «عینان نضاختان» بنوش این شیر چون امی ز شرح سینه چون دیدی که جاری زان دو پستان است
💡 ولى بعضى از مفسرين آن را به دو پستان مادر تفسير كرده اند، كه از ظاهر لفظ به دور است.