دو پر
مترادفها
دو بال
متضادها
بیپر
لغت نامه دهخدا
دوپر. [ دُ پ َ ] ( ص مرکب ) که دو تا پر دارد. دارای دو پر مانند تیر و نیزه.( یادداشت مؤلف ). با دو جناح، چون مرغ:
خدنگ سه پرکرده ز آهن گذار
چو مرغ دوپر بر سر مرغزار.نظامی.|| قسمی از اقسام جو. ( یادداشت مؤلف ).
دوپر. [ دُ پ ِ ] ( ق مرکب ) دودفعه، چه «پر» پل است که دفعه و کرت باشد. ( لغت محلی شوشتر ). دوبار. رجوع به دوبار و دوباره شود.
فرهنگ فارسی
دو دفعه.
جمله سازی با دو پر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این جهان با این دو پر اندر هواست زین دو جانها موطن خوف و رجاست
💡 گر به دو پر درشکست ملک خسان را چه شد ملک سبا جبرئیل هم به دو پر درشکست
💡 ز نوش و زهر جهان چون رهی که تعبیه است؟ دوا و درد ز بهر تو در دو پر ذباب
💡 زلفش زاغی سیاه شسته بشاخ گهر بیضه خورشید و ماه در زده زیر دو پر
💡 پشت تو قوی باد بدین صدرل و برادر جان و دل بدخواه شما هر دو پر آذر
💡 زی حلم و طبع تو نسب آرند کوه و بحر زآنند هر دو پر گهر و پر درر شده