دهن گشاد
مترادفها
پرحرف، وراج، پرگو
متضادها
دهن بسته، کمحرف
لغت نامه دهخدا
دهن گشاد. [ دَهََ گ ُ ] ( ص مرکب ) که دهانی باز و گشاده دارد؛ کوزه و شیشه دهن گشاد. مقابل دهن تنگ. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
که دهانی باز و گشاده دارد.
جمله سازی با دهن گشاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به هرکجا که ز سوز درون خویش خیالی دهن گشاد چو شمعش ز دل فُراغ برآمد
💡 هیچوقت راز خود را با آن همسایه دهن گشاد در میان نگذار، چون او بلافاصله تمام مسائل خانواده تو را برای کل محله تعریف میکند.
💡 او به دلیل رفتارهای دهن گشاد و صحبت کردن درباره مسائل خصوصی دیگران، محبوبیت خود را در میان دوستان قدیمیاش به شدت از دست داده است.
💡 در آن جمع دوستانه، همیشه شخصی بود که دهن گشاد محسوب میشد و با صحبتهای بیپایان خود باعث میشد بقیه از بحث کردن خسته شوند.