لغت نامه دهخدا
ده گرم. [ دِه ْ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در سه هزارگزی جنوب خاوری ده دوست محمد نزدیک مرزافغانستان. سکنه آن 403 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده گرم. [ دِه ْ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در سه هزارگزی جنوب خاوری ده دوست محمد نزدیک مرزافغانستان. سکنه آن 403 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راوند بعد از روستای غوم، پیش از ده گرمچشمه، در مقابل ده سترغ قرار داشته و از مرکز ناحیه یعنی ده راخَرو چهل و هفت کیلومتر فاصله دارد.
💡 معمولاً برای ریختهگری فلزات کمتر از ۹ کیلوگرم کاربرد دارد و کمترین جرم قطعاتی که با این روش ریختهگری میشود در حدود ده گرم میباشد، سطح قالب نیز کمتر از ۰٫۳ متر مربع میباشد.