ده پانزده

لغت نامه دهخدا

ده پانزده. [ دَه ْ دَه ْ] ( عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) عدد نامعینی که از ده تا پانزده را شامل باشد. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ مرکب ) زیب و زینت و آرایش. هر هفت. ده نه.
- ده پانزده داری؛ زیب و فر و زینت و آرایش داری. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

عدد نامعینی که از ده تا پانزده شامل باشد.

جمله سازی با ده پانزده

💡 در مورد زمان تولد شاکه به وفور از حدس و گمان استفاده می‌شود. اکثر صاحبنظران می‌گویند که شاکه، ده پانزده سالی از خان منصور کوچکتر بود پس با این اوصاف وی باید متولد سال‌های حدود۱۱۱۵ تا ۱۱۲۰ ه‍.ق باشد. محل تولد او در روستای پاقلعه در دهستان بولی است.

💡 « «دایره مینا» یک اثر سینمایی سست، کم مایه و -در چند مورد- جعلی است. فیلم تنها در ده پانزده دقیقهٔ اول (تا معرفی دکتر داوودزاده) گیرایی دارد، زیرا ما را در برابر تعدادی انسان معتاد، از ریخت افتاده، کپک‌زده و مضمحل قرار می‌دهد که برای قوت روزانه‌شان شیرهٔ جان خود را می‌فروشند و بی‌پناهی آن‌ها قلب تماشاگر را به درد می‌آورد.»

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز