«ده هزاران» واژهای مرکب در زبان فارسی است که به معنای ده هزار و به صورت اصطلاحی در متون قدیمی به کار رفته است. این واژه در متون لغوی ثبت شده و کاربرد آن هم در معنی عددی و هم به صورت بیانی برای تأکید آمده است. در کاربرد عددی، «ده هزاران» به مقدار دقیق ده هزار واحد اشاره دارد و برای شمارش یا محاسبات به کار میرود. علاوه بر کاربرد عددی، این واژه در نظم و نثر قدیم برای مبالغه و بیان کثرت نیز استفاده میشده و نشاندهنده تعداد بسیار زیاد چیزی بوده است. از نظر صرفی و دستوری، «ده هزاران» جمع ندارد و برای جمعبندی و بیان تعداد بسیار زیاد، ممکن است به صورت «ده هزارها» نیز ذکر شود. این واژه علاوه بر شمارش دقیق، بار معنایی تأکیدی و ادبی نیز دارد و نویسندگان برای برجسته کردن مقدار زیاد یا عظمت چیزی از آن استفاده میکردهاند.
ده هزاران
لغت نامه دهخدا
ده هزاران. [ دَه ْ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح نرد ) ده هزار. ( ناظم الاطباء ) ( جهانگیری ) ( از برهان ) ( از آنندراج ). رجوع به ده هزار شود. || برای مبالغه و کثرت نیز در نظم و نثربه کار رود. رجوع به ترکیب ده هزار در ذیل ده شود.
فرهنگ فارسی
جمع ده هزار ده هزارها
جمله سازی با ده هزاران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تشنه لب باز آی بیرون از فرات ده هزاران خضر را آب حیات
💡 بر درگه ما ز ده هزاران دارست بر هر داری سر مریدی زارست
💡 سپهبد چو زآن سوی، صف کرد راست سپه ده هزاران دلیران بخواست
💡 چنانچون شنیدم نگویم فزون پر از بار شد ده هزاران هیون
💡 خلق گفتندش که او از پیشدست ده هزاران زین دلاور برده است
💡 همان ده هزاران غلامان خرد که هر یک زخورشید خوبی ببرد