ده نشین

لغت نامه دهخدا

ده نشین. [ دِه ْ ن ِ ] ( نف مرکب ) که در ده نشیند. که در ده سکنی گزیند. روستایی. دهقان. دهگان. روستا. قاری. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به دهقان شود.

فرهنگ فارسی

که در ده نشیند.

جمله سازی با ده نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ده نشین به دود سوی رز خویش جنبش هر کسی به مرکز خویش

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز