لغت نامه دهخدا
ده کشاورز. [ دِه ْ ک َ / ک ِ وَ ] ( اِ مرکب ) کشاورز مقیم ده. روستایی که به کارکشاورزی اشتغال دارد. ( یادداشت مؤلف ):
چو در کشت و کار جهان بنگریم
همه ده کشاورز یکدیگریم.نظامی.و رجوع به دهقان شود.
ده کشاورز. [ دِه ْ ک َ / ک ِ وَ ] ( اِ مرکب ) کشاورز مقیم ده. روستایی که به کارکشاورزی اشتغال دارد. ( یادداشت مؤلف ):
چو در کشت و کار جهان بنگریم
همه ده کشاورز یکدیگریم.نظامی.و رجوع به دهقان شود.
کشاورز مقیم ده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان خرقان در بخش بسطام جای دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن برابر با ۶۹ نفر (۲۳ خانوار) بوده است.روستا در ٢۵کیلومتری شمال شاهرود و قبل از شهر مجن است در منطقه کوهستانی شاهرود بنا شده است و آب و هوای آن در تابستان معتدل و بسیار خنک و در زمستان سرد خشک می باشد. پیشه اکثر مردم ده کشاورزی و دامداری است.