لغت نامه دهخدا
ده میان. [دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 14هزارگزی شمال باختری ایذه کنار راه مالرو تالنج به شکوری. دارای 110 تن سکنه. آب آن از چاه و قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده میان. [دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 14هزارگزی شمال باختری ایذه کنار راه مالرو تالنج به شکوری. دارای 110 تن سکنه. آب آن از چاه و قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده میان (کوهسرخ). ده میان به گویش کوهسرخی: دِه مَیو یا دِه مییَن روستایی از توابع شهرستان کوهسرخ بخش بررود در استان خراسان رضوی است و این روستا در دهستان تکاب قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ( ۲۲۵ خانوار ) ۸۴۳ نفر بوده است.
💡 ز خود بیرون شود پیوند هستی را شکستی ده میان خویش را چون نی برویی بوریا بگشا
💡 این پارک، جنب جاده اصلی در خروجی روستا به سمت روستای ده میان واقع شده، که امکانات تفریحی و ورزشی و همینطور مناسب برای مسافرین می باشد.
💡 حضوری ده ز چندین ترهاتم یقینی ده میان مشکلاتم