دمیدنی
لغت نامه دهخدا
دمیدنی. [ دَ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل دمیدن. لایق دمیدن. || آلات موسیقی که به دمیدن دم در آن آواز دهد، چون نای و شیپور و قره نی و غیره. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
قابل دمیدن. لایق دمیدن.
جمله سازی با دمیدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه راست ناز شکفتنی، همه جاست عیش دمیدنی من ازاین چمن به چه گل رسم،که لبم به خنده نمیرسد
💡 بین اجسام بادکردنی با فشار بالا و با فشار کم تمایز وجود دارد. تمایز بین توربینهای با فشار بالا و فشار کم ساخته شدهاست. اجسام دمیدنی با فشار کم معمولاً از مواد سبکتر ساخته میشوند.