دمج

مترادف‌ها

ادغام، ترکیب، تلفیق

متضادها

جداسازی، تفکیک، جدایی

لغت نامه دهخدا

دمج. [ دَ ] ( ع اِ ) موی تافته. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
دمج. [ دِ ] ( ع اِ ) دوست. || همتا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با دمج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 # الأنساب:۳/۹۵، ط. دارالجنان ـ بیروت و۶/۱۷۰، نشر محمد أمین دمج - بیروت - ۱۴۰۰ هـ.

💡 تصمیم مدیران ارشد برای دمج دو شرکت بزرگ تکنولوژی با هدف افزایش سهم بازار و کاهش هزینه‌های عملیاتی، با واکنش‌های متفاوتی از سوی سهامداران مواجه شد.

💡 فرآیند دمج داده‌های مختلف از منابع گوناگون در یک پایگاه داده واحد، گام بسیار مهمی برای تحلیل دقیق‌تر الگوهای رفتاری مشتریان در بازاریابی دیجیتال است.

💡 در مدیریت سازمان‌های مدرن، دمج فرهنگ‌های متفاوت کارمندان پس از ادغام شرکت‌ها می‌تواند یکی از پیچیده‌ترین و چالش‌برانگیزترین مراحل مدیریتی برای سازمان‌های جدید باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران