دلی یک
لغت نامه دهخدا
دلی یک. [ دِ ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گرمسیری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان، با 150 تن سکنه. واقع در 10 هزارگزی جنوب باختری لنده مرکز دهستان و 60 هزارگزی شمال راه شوسه بهبهان به آغاجاری. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ساکنان آن از طایفه طیبی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با دلی یک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با دلی یک پیرهن از شیشه نازکتر که هست مبتلای برگ گل از خاطری نازکتریم
💡 در غیرتم کزوست خدنگی به هر دلی یک ره از آن یکی ز پی جان ما بیار
💡 خوش دلی در کوی عالم روی نیست زانک رسم خوش دلی یک موی نیست
💡 یک به یک آن جان سپاران دلیر هر یکی در پر دلی یک بیشه شیر
💡 از طرف اهل دلی یک نگاه رهبر مقصود تو سد ساله راه