لغت نامه دهخدا
دلغم. [ ] ( اِ ) زرق. ( لغت فرس اسدی ):
همه دانند کاین جهان فسوس
همه بادست و حیلت و دلغم.خطیری.
دلغم. [ ] ( اِ ) زرق. ( لغت فرس اسدی ):
همه دانند کاین جهان فسوس
همه بادست و حیلت و دلغم.خطیری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندارد طاقت هجران خدا را مپوشان از صغیر دلغمین رخ