لغت نامه دهخدا
دلشوره. [ دِ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) اضطراب. تشویش.
دلشوره. [ دِ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) اضطراب. تشویش.
( اسم ) اضطراب تشویش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 - با هراس و دلشوره گفت: هنگامى كه مسلم را كشتم، مردى زشت رو، سياه و پرمو را دركنار خود ديدم كه انگشت - يا لبان به اشتباهناقل - خود را به دندان مى گزيد، و من آن چنان ترسيدم و وحشت كردم كه تاكنون به ايندرجه متوحش نشده بودم !.