لغت نامه دهخدا
دل پرور. [ دِ پ َ وَ ] ( نف مرکب ) دل پرورنده. پرورنده دل. آنکه دل را پرورش دهد. تربیت کننده باطن:
برآراستندی به فرهنگ و رای
سخنهای دل پرور جان فزای.نظامی.
دل پرور. [ دِ پ َ وَ ] ( نف مرکب ) دل پرورنده. پرورنده دل. آنکه دل را پرورش دهد. تربیت کننده باطن:
برآراستندی به فرهنگ و رای
سخنهای دل پرور جان فزای.نظامی.
( صفت ) کسی که دل را پرورش دهد آنکه باطن را تربیت کند.
اسم: دل پرور (دختر) (فارسی) (تلفظ: del parvar) (فارسی: دلپرور) (انگلیسی: delparvar)
معنی: پرورش دهنده دل، بسیار مطبوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای کز اثر خنده دل پرور و جان بخشی بر کشتهٔ خود بگشا باری لب خندان را
💡 مرحبا عشق جان و دل پرور پخته نام من است از آن آذر
💡 رب العالمین پروردگار جهانیان و روزی گمار ایشان، یکی را پرورش تن روزی یکی را پرورش دل روزی، یکی تن پرور بنعمت یکی دل پرور بران ولی نعمت.