دفتر نگار

لغت نامه دهخدا

دفترنگار. [ دَ ت َ ن ِ ] ( نف مرکب ) دفترنگارنده.نگارنده دفتر. محرر و نویسنده دفتر. ( آنندراج ):
متاعی ز هر جنس بیش از شمار
که در دفتر آورد دفترنگار.میرخسرو ( از آنندراج ).دفتری. و رجوع به دفتری شود.

فرهنگ فارسی

دفتر نگارنده. نگارنده دفتر.

جمله سازی با دفتر نگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قلم بستد از میر دفتر نگار نهادش دگر دفتر اندر کنار

💡 هست بر دفتر نگار مدح دیگر خسروان مدح سلطان هست بر جان خردمندان نگار

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز