دشوار کردن
مترادفها
سخت کردن، مشکل کردن
متضادها
آسان کردن، ساده کردن
لغت نامه دهخدا
دشوار کردن. [ دُش ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سخت کردن. مشکل کردن. مقابل خوار و آسان کردن. اًمعاض. تعزیز. تعسیر. تلعص. ( از منتهی الارب ):
به یک اشاره و یک لفظ او شود آسان
هر آنچه دهر بر آزادگان کند دشوار.میرمعزی ( از آنندراج ).أشصب اﷲ عیشه؛ دشوار کند خدای زندگانی او را. ( منتهی الارب ). شط، شطوط؛ دشوار کردن و ستم نمودن بر کسی. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
سخت کردن. مشکل کردن.
جمله سازی با دشوار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زئیفی بعداً از انتقال جمعیت با توافق ۳٫۳ میلیون نفر از ساکنان کرانه باختری و غزه به کشورهای عرب حمایت کرد. او معتقد بود که این امر میتواند با دشوار کردن زندگی انجام شود، تا آنها خودشان، یا از طریق استفاده از نیروی نظامی در زمان جنگ، یا با توافق با کشورهای عربی، جابهجا شوند. در ژوئیه ۱۹۸۷، زئیفی ایدههای خود را در یک مجمع در تل آویو ارائه کرد و این طرح را انتقالی داوطلبانه و تنها راه صلح با اعراب توصیف کرد. پس از تهاجم عراق به کویت در سال ۱۹۹۰، زئیفی پیشنهاد انتقال فلسطینیها به سمت شرق رود اردن را داد تا به عنوان منطقه حائل در برابر هرگونه تلاش عراق برای حمله به اسرائیل عمل کند.
💡 همچنین از سال ۲۰۱۲ به بعد، مسدود کردن یا کاستن از سرعت ارتباط با پورت ۴۴۳ از ترفندهای بکار رفته برای قطع یا دشوار کردن دسترسی کاربران به فیلترشکنها، پیامرسانها و سایر نرمافزارهای متکی بر پروتوکل اچتیتیپیاس بودهاست.