لغت نامه دهخدا
دست روائی. [ دَ رَ ] ( حامص مرکب ) امکان. تمکن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
تو بر جگری دست نیالائی و حقاک
جز بر جگری نیست مرا دست روائی.خاقانی.
دست روائی. [ دَ رَ ] ( حامص مرکب ) امکان. تمکن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
تو بر جگری دست نیالائی و حقاک
جز بر جگری نیست مرا دست روائی.خاقانی.
امکان تمکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو بر جگری دست نیالائی و حقا جز بر جگری نیست مرا دست روائی