لغت نامه دهخدا
دست خواه. [ دَ خوا / خا ] ( نف مرکب ) سائل به کف. خواهنده به کف:
سرو بریک قدم بپای برست
گرچه آزاده دست خواه درست.؟ ( از ترجمه محاسن اصفهان ).
دست خواه. [ دَ خوا / خا ] ( نف مرکب ) سائل به کف. خواهنده به کف:
سرو بریک قدم بپای برست
گرچه آزاده دست خواه درست.؟ ( از ترجمه محاسن اصفهان ).
سائل به کف خواهنده به کف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خون کسان آستین بر زدی ندانم کرا دست خواهی نمود
💡 گر دست خواهی پا دهد ور پای خواهی سر نهد ور بیل خواهی عاریت بر جای بیل آرد تبر
💡 به هر دست خواهی برون آی با من ز تو دستبرد و ز من بردباری
💡 گر دست خواهی پا نهد ور پای خواهی سر نهد ور بیل خواهی عاریت بر جای بیل آرد تبر