لغت نامه دهخدا
دزدیدنی. [ دُ دی دَ ] ( ص لیاقت ) قابل دزدیدن. و رجوع به دزدیدن شود.
دزدیدنی. [ دُ دی دَ ] ( ص لیاقت ) قابل دزدیدن. و رجوع به دزدیدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون حباب از خامشی مگذر که حسن عافیت خفته است آیینه در دست قفس دزدیدنی
💡 بهکفتوگو عرقکردی دگر ای بیادب بشکن حیا آیینه میبیند، نفس دزدیدنی دارد
💡 ندارد جز پشیمانی ثمر آمیزش مردم به عیاری زمردم خویش را دزدیدنی دارد
💡 دل دریا دو نیم است از امید و بیم پنداری ز جذر و مد نفس دزدیدنی بالیدنی دارد
💡 ای حباب از آبروی زندگی غافل مباش چون گهر دزدیدنی دارد در این جیحون نفس