دروغینی
مترادفها
کذب، دروغ
لغت نامه دهخدا
دروغینی. [ دُ ] ( اِخ ) شهرت سپهسالارعلی دروغینی از سرداران ترکان خاتون مادر سلطان محمد خدابنده. رجوع به علی دروغینی در ردیف خود شود.
جمله سازی با دروغینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نامه یهودا هشداری است دربارهٔ معلّمان دروغینی که مدعی ایمان به مسیح بودند. محتوای این نامه کوتاه، شبیه نامهٌ دوّم پِطرُس است. یهودا مخاطبانش را تشویق میکند که برای حفظ ایمان و اعتقادی که یک بار برای همیشه به مؤمنان سپرده شدهاست، مجاهده کنند.
💡 اگرچه تیره شبی رو به صبح صادق آر مگو که صبحم صبحی ولی دروغینی
💡 همچنین مشرقنیوز با انتشار توئیتهای کاربران و نوشتههای کانالهای تلگرامی و اذعان بیطرفی دربارهٔ آنها تیترهای جهتداری میزند و اتهامات دروغینی را نیز وارد میکند؛
💡 در داستانهای قدیمی، شخصیتهای منفی معمولاً با ویژگیهایی مانند دروغینی و خیانت شناخته میشدند تا اخلاقیات درست را در دل شنوندگان تقویت کنند.
💡 او به دلیل دروغینی در معاملات تجاری و فریب دادن مشتریان، تمام اعتبار و اعتماد دوستان و همکاران خود را در مدت کوتاهی از دست داد.
💡 اگر در یک رابطه انسانی، عنصر دروغینی و عدم صداقت ریشه بدواند، حفظ اعتماد متقابل و ادامه آن رابطه به سختی امکانپذیر خواهد بود.