درهم کشیده

لغت نامه دهخدا

درهم کشیده. [ دَ هََ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) متقلص و کوتاه شده و چین دار. ( ناظم الاطباء ). مقمئن. ( منتهی الارب ): اقفعلال، تجعثم، تجعثن، تقلص، تکردس، تکنع؛ درهم کشیده شدن. ( از منتهی الارب ): اقرنباغ؛ درهم کشیده شدن در سرما. اقورار؛ درهم کشیده شدن پوست. تأبض؛ درهم کشیده شدن رگی که آن را نساگویند. تخدد، تخدید؛ درهم کشیده شدن گوشت و پوست. تکنع؛ درهم کشیده شدن بندی به دوال. قلوص؛ درهم کشیده شدن لب. ( از منتهی الارب ). و رجوع به درهم کشیدن شود.

فرهنگ فارسی

متقلص و کوتاه شده و چین دار مقمئن

جمله سازی با درهم کشیده

💡 درهم کشیده شدن این ماهیچه گونه‌ها را روی دندان‌ها می‌فشارد و با این عمل از تجمع غذا بین دندان‌ها و گونه جلوگیری می‌کند. ماهیچه شیپوری گوشه لب‌ها را به عقب می‌کشاند و حفره دهان را باز می‌کند (هنگام دمیدن یا بوسیدن). ماهیچه شیپوری در دمیدن نیز نقش دارد. این ماهیچه باعث خارج شدن هوا از گونهٔ متسع‌شده می‌شود. این ماهیچه به جویدن نیز کمک می‌کند و در نوزادان برای مکیدن استفاده می‌شود.

💡 درهم کشیده روی ور آید چو غنچه باش با گفتگو بگوی که هنگام خفتن است

💡 از تو وز پادشاه و از تشریف عقل درهم کشیده پیشانی

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز