درس گفتن

لغت نامه دهخدا

درس گفتن. [ دَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تدریس. استذکار. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) ( از منتهی الارب ):
به عیبی که گفته ست درس هنر
به امنی که خورده ست خون خطر.ظهوری ( از آنندراج ).محبت درس معنی گوید افلاطون و مطلب کو
که صغری خندد و کبری فروگرید به برهانش.عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تدریس استذکار

جمله سازی با درس گفتن

💡 فرهنگ پيش اينها احترام دارد؟ و اگر فرهنگ پيش اينها احترام دارد چرا اين مدارس ايرانتعطيل و نيمه تعطيل است و چرا استادهاى دانشگاه از درس گفتن كنار مى زنند براى اين كهمحيط دانشگاه را دولت نمى گذارد آرام باشد. چه كردند اين دانشجوها كه بايد محرومباشند؟ چه احترامى اينها براى فرهنگ قائل هستند؟

💡 خموش باش که با کشتگان خنجر عشق خلاف عقل بود درس گفتن از معقول

💡 اول آنکه معلم، در تعلیم، قصد تقرب به خدا داشته باشد و غرض او از درس گفتن جاه و ریاست و بزرگی و شهرت، و مقصودش مجمع آرایی و خودنمائی نباشد، و طمع وظیفه سلطان یا مال دیگران او را به تعلیم نداشته باشد، بلکه منظور او به غیر از ارشاد و احیای دلهای مرده و رسیدن به ثوابهای پروردگار، دیگر چیزی نباشد.

💡 وی از جای خویش برخاست شیخ را بجای خود نشاند و خود در مقابلش بنشست. شیخ اشارت کرد که در حضور وی به درس گفتن پردازد چه از فصاحت وی در سخن بشگفت بود.

💡 سرد گفتنش چون قضا حالی درس گفتن ز ترس حق خالی

پته یعنی چه؟
پته یعنی چه؟
ناشناس یعنی چه؟
ناشناس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز