دراز قامت

لغت نامه دهخدا

درازقامت. [ دِ م َ ] ( ص مرکب ) که قامتی دراز دارد. طویل القامه. بلندبالا. اءَمطی. عِلیان.قِیاق. هِرطال. ( منتهی الارب ): مردی بود درازقامت. ( مجمل التواریخ و القصص ). عَنطَبول؛ زن درازقامت درشت. لَهیف؛ درازقامت درشت. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

که قامتی دراز دارد

جمله سازی با دراز قامت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این چو نکبا دراز قامت و پست وان چو ابلیس شیخ صورت و شاب

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز