لغت نامه دهخدا
درازشده. [ دِ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ممتد. امتدادیافته. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دراز شدن شود.
درازشده. [ دِ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ممتد. امتدادیافته. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دراز شدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شما ملت عزيز با قدرت خودتان، با ايمان خودتان، با تحولى كه درتان واقع شد،دست تبهكاران را در داخل و دست غارتگران را كه از خارج دراز شده بود قطع كرديد، شمايك حكومت طاغوتى را برداشتيد و به جاى او يك حكومت اسلامى گذاشتيد.
💡 در پايان آيه بار ديگر نسبت به دسته اخير تاكيد كرده و با توضيح بيشترى چنين مىفرمايد: اگر آنها از پيكار با شما كناره گيرى كنند و پيشنهاد صلح نمايند خداوند بهشما اجازه تعرض نسبت به آنها را نمى دهد و موظفيد دستى را كه به منظور صلح بهسوى شما دراز شده بفشاريد.
💡 آيا اين تعبير در مورد كتابى كه دست تحريف به دامان آن دراز شده مى تواند صحتداشته باشد؟.
💡 خطش از خال حقه باز شده است خالش از خط زبان دراز شده است
💡 آيا اگر فرض كنيم دست تحريف به دامن اين كتاب آسمانى دراز شده بود امكان داشتاينگونه به سوى آن دعوت بشود؟ و به عنوان راه و روش و وسيله جدائى حق ازباطل و نورى كه هرگز خاموش نمى شود و چراغى كه به خاموشى نمى گرايد وريسمان محكم خدا و سبب امين و مطمئن او معرفى گردد؟