لغت نامه دهخدا
ددن. [ دَ دَ ] ( ع اِ ) بازی. دید. لعب. لهو. دَدَاً. دیدان. ( منتهی الارب ).
ددن. [ دَ دَ ] ( اِخ ) نام موضعی است در شعر ابن مقبل. ( معجم البلدان ).
ددن. [ دَ دَ ] ( ع اِ ) بازی. دید. لعب. لهو. دَدَاً. دیدان. ( منتهی الارب ).
ددن. [ دَ دَ ] ( اِخ ) نام موضعی است در شعر ابن مقبل. ( معجم البلدان ).
نام موضعی در شعرای ابن مقبل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام دیدانو (دیتانو) احتمالا در منشا خود با اصطلاحات بسیاری در زبانهای سامی که از ریشهٔ ددن یا دتن مشتق شدهاند، مشترک است؛ این واژهها شامل نامگذاری قبیلهها، توپونیمیها، نامهای اجداد اساطیری و احتمالا حیوانات اساطیری میشود. مثالهایی که گواهی شدهاند عبارتند از تیدنو، تیدانوم، تیدنوم و تیدان.
💡 هر که سرکه از نهیب خمار تو شد گران دورش در اولین قدح آورد در ددن