لغت نامه دهخدا
دخت عمران. [ دُ ت ِ ع ِ ] ( اِخ ) مریم علیهاالسلام. مادر عیسی پیغمبر. دختر عمران:
عیسی آنک پیش کعبه بسته چون احرامیان
چادری کان دستریس دخت عمران آمده.خاقانی.ای زنده شده بتو تن مردم
مانا که تو پور دخت عمرانی.ناصرخسرو.رجوع به دختر عمران شود.