داماد شدن
مترادفها
ازدواج کردن
متضادها
عروس شدن
لغت نامه دهخدا
داماد شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نوکدخداگشتن. تازه زن گرفتن. || ازاله ٔبکارت زن کردن در شب عروسی. اعراس. ( منتهی الارب ). || شوی دختر یا خواهر کسی شدن:
نگیرد ز کاردرم نیز یاد
از آن پس که داماد او شد شغاد.فردوسی.
جمله سازی با داماد شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در روستا آداب و سنن قدیمی وجود دارد که در حال نابودی است. از جمله میتوان به مراسمهای عروسی اشاره کرد که شامل رسوماتی همچون حمام داماد، سوارشدن داماد بر اسب، نار زدن (پرتاب کردن انار توسط داماد و گرفتن آن توسط مجردهای روستا به امید داماد شدن در آینده)، چاوشی توسط پیرمردهای روستا و … میباشد.
💡 خانوادهها معمولاً با هیجان و شادی بسیار زیاد، مقدمات مراسم بزرگ عروسی را برای فرزند خود که قرار است داماد شدن را تجربه کند فراهم میکنند.
💡 پس از سالها آشنایی و پشت سر گذاشتن مراحل مختلف زندگی، او بالاخره تصمیم گرفت با عشق و علاقه خود برای داماد شدن اقدام کند.
💡 در مراسمهای سنتی، داماد شدن تنها یک تغییر وضعیت اجتماعی نیست، بلکه آغاز مسئولیتهای جدید و مهمی در قبال خانواده و همسر آینده است.