خیس خورده

مترادف‌ها

تر، مرطوب، نمناک

متضادها

خشک

لغت نامه دهخدا

خیس خورده. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آب بخود کشیده بر اثر قرار گرفتن در آن مایع.

فرهنگ فارسی

آب بخود کشیده بر اثر قرار گرفتن در آن مایع.

جمله سازی با خیس خورده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای پخت سغدو ابتدا شکم گوسفند یا گوساله پشت و رو کرده و می‌شویند، سپس مقداری برنج خیس خورده را با آب و روغن همراه با آلو بخارا مخلوط می‌کنند و داخل آن ریخته و با سوزن آن را می‌دوزند. سپس آن را درون پاتیل که کمی آب و روغن در آن ریخته شده قرار می‌دهند و روی آتش می‌گذارند تا خوب پخته و دم بکشد.

💡 او پس از پیاده‌روی طولانی در زیر باران شدید، با لباس‌هایی کاملاً خیس خورده به خانه رسید و بلافاصله برای جلوگیری از سرماخوردگی دوش گرفت.

💡 تمام کتاب‌های قدیمی که در انبار رها شده بودند، به دلیل نفوذ رطوبت و باران، کاملاً خیس خورده و دچار آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری شدند.

💡 زمین چمن ورزشگاه پس از بارش مداوم باران، کاملاً خیس خورده بود و برگزاری مسابقه فوتبال در چنین شرایطی بسیار دشوار و خطرناک به نظر می‌رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران