خیره رایی

مترادف‌ها

کوته‌بینی، بی‌تدبیری

متضادها

تفکر نقادانه، تحقیق، شک

لغت نامه دهخدا

خیره رایی. [رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) استبداد. لجاجت:
چهار است آهوی شه آشکار
که شه را نباشد بترزین چهار
یکی خیره رایی دگر بددلی
سوم زفتی و چارمین کاهلی.اسدی.من از هر دیاری همی تازم اینجا
نه از تنگدستی هم از خیره رایی.قطران. || پریشان فکری. سست رایی:
سنگ در دست و مار بر سر سنگ
خیره رایی بود قیاس و درنگ.سعدی ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

استبداد لجاجت

جمله سازی با خیره رایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی خیره رایی دوم بددلی سوم زفتی و چارمین کاهلی

💡 زو هر کی جست کاری می‌گفت خیره آری آری و نی یکی دان در وقت خیره رایی

💡 سنگ بر دست و مار سر بر سنگ خیره رایی بود قیاس و درنگ

💡 نباید بر اساس خیره رایی و بدون بررسی دقیق مستندات، درباره شخصیت افراد یا تصمیمات آن‌ها در جلسات رسمی و محافل اجتماعی قضاوت کرد.

💡 خیره رایی و پیش‌داوری‌های ذهنی می‌تواند مانع از رسیدن به واقعیت شود و باعث ایجاد سوءتفاهم‌های بزرگی میان دوستان و اعضای یک خانواده گردد.

💡 در علم و تحقیق، هرگونه خیره رایی می‌تواند نتایج را منحرف کرده و باعث شود که دانشمند حقایق موجود را نادیده گرفته و به اشتباه برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران