لغت نامه دهخدا
خیرات کردن. [ خ َ / خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را در راه خدا بذل کردن که ثواب آن شامل حال اموات گردد. ( ناظم الاطباء ). اعمال حسنه انجام دادن. نیکی کردن. خوبی کردن. صدقه در راه خدا دادن.
خیرات کردن. [ خ َ / خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را در راه خدا بذل کردن که ثواب آن شامل حال اموات گردد. ( ناظم الاطباء ). اعمال حسنه انجام دادن. نیکی کردن. خوبی کردن. صدقه در راه خدا دادن.
( مصدر ) انفاق کردن در راه خدا چیزی بذل کردن بفقیران که ثواب آن باموات رسد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پختن نوعی حلوا و شیرینی مخصوص و خیرات کردن آن، از دیگر مراسم این شب است. مسلمانان هند برای یاد کردن حمزه در شب برات توجه و تقدم ویژهای قائل میشوند. سوزاندن عود و روشن کردن شمع، دادن هدایا بهویژه به کودکان از دیگر آیینهای شب برات است.