خوشخوارگی

لغت نامه دهخدا

خوشخوارگی. [ خوَش ْ / خُش ْ خوا / خا رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) عمل و حالت خوشخوار. عمل خوب خوردن. || راحتی. عیش خوش. گذران خوش:
جهان می گذارد به خوشخوارگی
به اندازه دارد تک بارگی.نظامی.

فرهنگ فارسی

عمل و حالت خوشخوار یا راحتی عیش

جمله سازی با خوشخوارگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان می‌گذارد به خوشخوارگی به اندازه دارد تک بارگی

💡 چو شاهان مکن خوب خوشخوارگی هراسان شو از روز بیچارگی

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز