لغت نامه دهخدا
خوش صباح. [ خوَش ْ/ خُش ْ ص َ ] ( ص مرکب ) خوب رو. || کنایه ازاسب عربی نیکوشمایل. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).
خوش صباح. [ خوَش ْ/ خُش ْ ص َ ] ( ص مرکب ) خوب رو. || کنایه ازاسب عربی نیکوشمایل. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).
خوب رو یا کنایه از اسب عربی نیکو شمایل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روشن و خوش صباح زنده دلان ا جز به بیداری سحرگه نیست