خوش سرشت
مترادفها
نیکسرشت، خوشسرشت، پاکنهاد
متضادها
بدسرشت
لغت نامه دهخدا
خوش سرشت. [ خوَش ْ /خُش ْ س ِ رِ ] ( ص مرکب ) خوش فطرت. خوش طینت. خوش ذات.
فرهنگ فارسی
خوش فطرت خوش طینت
جمله سازی با خوش سرشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بفرمود: بد مریم خوش سرشت دگر آسیه جفت فرعون زشت
💡 یکی نامه بهر سپهبد نوشت بسی آفرین کرد کای خوش سرشت
💡 چنین شاه شامش به پاسخ نوشت که باد آفرین برتو ای خوش سرشت
💡 که باشد مراین نورس خوش سرشت بزرگ جوانان اهل بهشت
💡 ور بود این گریه ات بهر بهشت شوق وصل حوریان خوش سرشت
💡 او که انسانی بسیار خوش سرشت بود، همیشه با لبخند و مهربانی با تمامی همسایهها برخورد میکرد و در تمام محله مورد احترام و محبت بود.
💡 شخصیتهای خوش سرشت در ادبیات کلاسیک معمولاً به عنوان نماد پاکی روح و نیت خیر، در داستانها و حکایتهای قدیمی به تصویر کشیده شدهاند.
💡 برای موفقیت در مدیریت یک تیم بزرگ، داشتن روحیهای خوش سرشت و توانایی ایجاد روابط انسانی مثبت، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.