لغت نامه دهخدا
خوش دو. [ خوَش ْ / خُش ْ دَ / دُو ] ( ص مرکب ) آنکه نیکو دود. || کنایه از مطیع.
خوش دو. [ خوَش ْ / خُش ْ دَ / دُو ] ( ص مرکب ) آنکه نیکو دود. || کنایه از مطیع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درو خوش دو تن راست چون بنگری به غم نیست این هر دو را رهبری
💡 چین بر ابرو زده در کشتن فیّاض امشب خوش دو شمشیره برون تاختهای یعنی چه
💡 خرسند باش تاگذرد خوش دو روز عمر گرداندن زمانه به دست من و تو نیست
💡 دل بردی به عشوه بردی جان این عشوه خوش دو بار بایستی
💡 همی داد دلشان به گفتار خوش دو لشکر در آن شب چنان کینه کش