خوش دماغ

لغت نامه دهخدا

خوش دماغ. [ خوَش ْ / خُش ْ دِ ] ( ص مرکب ) مسرور. مفرح. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مسرور مفرح

جمله سازی با خوش دماغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهی دمادم به بوی زلفت مذاق خوش دماغ من تر مرا زمانی مباد بیرون خیالت از دل هوایت از سر

💡 زان بو‌ی‌ِ خوش دماغ‌پرور اعضا‌ش گرفته رنگ عنبر

💡 تو می کشی به اغیار من با دو چشم خونبار تو خوش دماغ بی من من بی دماغ بی تو

💡 ای به رنگ خوب و بوی خوش دماغ و دیده را آشکارا کرده روی و زلف تو، اسرار گل

💡 ز تیر او دل اهل نظر خوش دماغ عقل، از زلفش مشوش

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز