خوش خبری

لغت نامه دهخدا

خوش خبری. [ خوَش ْ / خُش ْ خ َ ب َ ] ( حامص مرکب ) نویدنیک. مژده. ( ناظم الاطباء ). عمل خوش خبر:
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد.حافظ.- امثال:
بی خبری، خوش خبری است.

فرهنگ فارسی

نوید نیک مژده

جمله سازی با خوش خبری

💡 دی رقیب از لب او داد به من مژده قتل دهنش پر ز شکر باد که این خوش خبری است

💡 گفتند که هست یار را شور وشری گفتم که دوم بار بگو خوش خبری

💡 عقل خوش خوش چو خبر یافت ازین معنی، گفت راستی خوش خبری داد نسیم سحری

رقیق یعنی چه؟
رقیق یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز