خوش حضور

لغت نامه دهخدا

خوش حضور. [ خوَش ْ / خُش ْ ح ُ] ( ص مرکب ) خوش محضر. خوش مجلس. خوب محضر. نیکومحضر.

فرهنگ فارسی

خوش محضر خوش مجلس

جمله سازی با خوش حضور

💡 در عدم خوش خوش حضوری یافتیم در فنا داریم جاویدان بقا

💡 سرم ز سجده این در چه خوش حضوری یافت خوش آنکه خاک درت از سر حضور شوم

💡 نعمت الله حریف و می در جام خوش حضوری است خاصه با ساقی

💡 قامتی همچو سرو در بستان دلبری خوش حضور شیرین کار

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز