لغت نامه دهخدا
خورشیدمنظر. [ خوَرْ / خُرْ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) خوش صورت. زیباروی. جمیل. خورشیدچهر: عوض را پسری بود خورشیدمنظر محمد نام. ( حبیب السیر ج 3 جزء 4 ص 323 ).
خورشیدمنظر. [ خوَرْ / خُرْ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) خوش صورت. زیباروی. جمیل. خورشیدچهر: عوض را پسری بود خورشیدمنظر محمد نام. ( حبیب السیر ج 3 جزء 4 ص 323 ).
خوش صورت زیبا روی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای ذره های کوی تو خورشید منظران با طرّه تو جان و دل خلق توامان
💡 ایا جمشید ملک و شیر دیدار ایا مه طلعت و خورشید منظر
💡 بنام ایزد، مرا در خانه باشد، بتی یاقوت لب، خورشید منظر
💡 زنگی شب را کند خورشید منظر ماهتاب مهره گل را دهد تشریف گوهر ماهتاب
💡 بیش از شمار ذره خورشید شد سخاش وین زو بدیع نیست که خورشید منظر است