خوردگه

لغت نامه دهخدا

خوردگه. [ خوَرْدْ / خُرْدْ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) جای خوردن. خوردگاه. خوردن گاه:
از خوردگهی بخوابگاهی
وز خوابگهی بنزد شاهی.نظامی.

فرهنگ فارسی

جای خوردن خوردگاه

جمله سازی با خوردگه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خوردگهی به خوابگاهی وز خوابگهی به بزم شاهی