لغت نامه دهخدا
خورده کریز. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ک ُ ] ( ص مرکب )کریزخورده. چشته خور. ( یادداشت مؤلف ):
همی برآیم باآنکه برنیاید خلق
و برنیایم با روزگار خورده کریز.بوالعباس.رجوع به کریزخوردن شود.
خورده کریز. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ک ُ ] ( ص مرکب )کریزخورده. چشته خور. ( یادداشت مؤلف ):
همی برآیم باآنکه برنیاید خلق
و برنیایم با روزگار خورده کریز.بوالعباس.رجوع به کریزخوردن شود.
کریز خورده چشته خور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی برآیم با آن که برنیاید خلق و برنیایم با روزگار خورده کریز