خورده فروش

مترادف‌ها

خرده‌فروش، فروشنده جزئی

لغت نامه دهخدا

خورده فروش. [ خوَرْ /خُرْ دَ / دِ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که افزارهای خورده و چیزهای ریزه می فروشد. ( ناظم الاطباء ). خرده فروش.

جمله سازی با خورده فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در گذشته به کسانی که کالاهای کوچک را بفروش می‌رساندند خورده فروش میگفتند(مترادف با سوپر مارکت) که وجود خانواده های بزرگی با فامیل خورده فروش که از نوادگان خورده فروشان بازار وکیل شیراز و بازار بزرگ تبریز هستند تاییدی بر این شغل در گذشته است.

💡 هر فروشگاه خورده فروش در محله‌های مسکونی، نقش بسیار مهمی در تأمین نیازهای روزمره و فوری ساکنین آن منطقه و راحتی زندگی آن‌ها ایفا می‌کند.

💡 در زنجیره‌های بزرگ توزیع کالا، رابطه میان تولیدکننده و خورده فروش بسیار حیاتی است و هرگونه اختلال در این مسیر باعث کمبود کالا می‌شود.

💡 با گسترش فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ، بسیاری از خورده فروش‌های سنتی و کوچک با چالش‌های جدی در زمینه رقابت قیمتی و جذب مشتری روبرو شده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران