خورد و خواب

لغت نامه دهخدا

خورد و خواب. [ خوَرْ / خُرْ دُ خوا / خا ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) خور و خواب. عمل خوردن و خوابیدن:
شه آن به بر دانش آرد شتاب
نباید که بفْریبدش خورد و خواب.نظامی.مشو چون خر بخورد و خواب خرسند
اگر خود گربه باشد دل در او بند.نظامی.چهل روز باشد که بی خورد و خواب
ستیزیم با ابر و با آفتاب.نظامی.چو آسود روزی دو شاه از شتاب
ستد داد دیرینه از خورد و خواب.نظامی.چو انسان نداند بجز خورد و خواب
کدامش فضیلت بود بر دواب.سعدی ( بوستان ).همه همت من مقصور بر خورد و خواب بود. ( انیس الطالبین ).

فرهنگ فارسی

خور و خواب عمل خوردن و خوابیدن

جمله سازی با خورد و خواب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گذشت عمر سبکرو به خورد و خواب تمام به شوره زار مرا صرف گشت آب تمام

💡 ز خورد و خواب دیدی رنج بسیار غم و اندوه ماندستی گرفتار

💡 ز کینش مرا دور شد خورد و خواب ز چشمم روان گشت سیلاب آب

💡 به مال و جاه چه نازی، که شخص نمرودی به خورد و خواب چه سازی که نفس حیوانی

💡 تا چند باشی آخر از حرص نفس کافر ایمان به باد داده در خورد و خواب مانده

💡 ز خورد و خواب بگذر همچو مردان ز بیداری نظر کن جان جانان

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز