لغت نامه دهخدا
خوراک دادن. [ خوَ / خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) غذا دادن. طعام دادن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ماده اولیه تهیه کردن، چنانکه: بماشین حساب خوراک داد، یعنی اعداد و رقم هایی بماشین های حساب داد تا ماشین جواب ترکیبات آنها را بدهد.
خوراک دادن. [ خوَ / خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) غذا دادن. طعام دادن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ماده اولیه تهیه کردن، چنانکه: بماشین حساب خوراک داد، یعنی اعداد و رقم هایی بماشین های حساب داد تا ماشین جواب ترکیبات آنها را بدهد.
غذا دادن طعام دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رشد سریع طیور نیاز به پروتئین را در آنها افزایش میدهد. پروتئین خوراک طیور به نوع طیور، سن و مرحلهٔ تولید آنها بستگی دارد. میزان غذای مصرفی روزانهٔ طیور با میزان انرژی خوراک، مواد مغذی آن، سن، وزن بدن، دمای محیط و میزان تولید آنها رابطهٔ مستقیم دارد. افزایش انرژی غذا موجب کاهش مصرف روزانهٔ آن میشود. در صورتی که نسبت انرژی به پروتئین در خوراک طیور در نظر گرفته نشود و پرنده غذای خود را تنها بر اساس انرژی تأمین نماید، میزان رشد طیور بر اثر کاهش پروتئین مصرفی کاهش مییابد. بهطور کلی طیور به اندازهای غذا میخورند که احتیاجات انرژی خود را تأمین کند که در این صورت خوراک دادن بهصورت اختیاری یا آزاد امری غیرمنطقی نخواهد بود.