لغت نامه دهخدا
خوذ. [ خ ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ خوذة. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خوذ. [ خ ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ خوذة. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
جمع خوذه
💡 در این نوع ضرب آهنگ یک تصویر بهطور یکنواخت و به صورت متوالی تکرار میشود. ریتم تکرار یکنواخت باعث نئعی حرکت و عکسالعمل خود به خودی شده و توجه مخاطب را به دنبال خوذ هدایت میکند.اما به واسطهٔ عدم تنوع تاٌثیری منفی در پی خواهد داشت و ضایقهٔ مخاطبان آثار هنری را در عین جستحجوی هماهنکی در انتظار تباین نیز هستند، قانع نخواهد کرد و پس از مدتی ملالآور و کسالت وار خواهد شد و نظمی خشک غیرقابل انعطاف را ایجاد میکند