لغت نامه دهخدا
خواهر مادر. [ خوا / خا هََ رِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خاله. خواهر مام. اخت الام. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خواهر مادر. [ خوا / خا هََ رِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خاله. خواهر مام. اخت الام. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خاله خواهر مام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و مردی در پیش مصطفی ع شد گفت: یا رسول اللَّه من گناهی عظیم کردهام مرا توبه هست یا نه؟ مصطفی گفت: مادر داری؟ گفت نه. گفت خواهر مادر داری؟ گفت دارم گفت شو با وی نیکی کن.
💡 دختر خانواده در طول زندگی خود نام قبیله را به دوش میکشد، در حالی که پسر پس از ازدواج نام قبیله همسر خود را میگیرد. دختر کوچک در خانواده گارو املاک را به ارث میبرد و اگر در خانواده هیچ وارث زن وجود نداشته باشد، اموال به دختر خواهر مادر میرسد.