لغت نامه دهخدا
( خنجرة ) خنجرة. [ خ َ ج َ رَ ] ( ع ص ) ناقه بسیارشیر. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
( خنجرة ) خنجرة. [ خ َ ج َ رَ ] ( ع ص ) ناقه بسیارشیر. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خنجره او در سر گردون همی منزل کند هیبت او بر دل شیران همی لشکر کشد
💡 خنجره سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سنندج در استان کردستان ایران است.