لغت نامه دهخدا
خنجراوژن. [ خ َ ج َ اَ اُو ژَ ] ( نف مرکب ) خنجرگذار. خنجرافکن:
بدرگاه سپهسالار مشرق
سوار نیزه باز خنجراوژن.منوچهری.
خنجراوژن. [ خ َ ج َ اَ اُو ژَ ] ( نف مرکب ) خنجرگذار. خنجرافکن:
بدرگاه سپهسالار مشرق
سوار نیزه باز خنجراوژن.منوچهری.
( صفت ) خنجر زن.
خنجر گذار خنجر افکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به درگاه سپهسالار مشرق سوار نیزهباز خنجر اوژن