خمیاز

لغت نامه دهخدا

خمیاز. [ خ َم ْ ] ( اِ ) کشاکش اعضاء بطرف بالا. ( ناظم الاطباء ). || خمیازه. دهن دره. فاژه. افزا. فجا. بیاستو. پاسک. ( ناظم الاطباء ). خامیاز. ثوباء. هاک. آسا. بیاستو. ( یادداشت بخط مؤلف ).

جمله سازی با خمیاز

💡 بسکه چون تیر گذشت از بر ما عیش شباب محو خمیاز چو آغوش‌ کمان پیکر ماست